ای کاش کودک بودی
آنگاه
من نیز کوچک می شدم
و باز کوچکتر
به سان قطره ای
قطره ای از قطره ای
که هنوز نمرده است
جان دارد
نفس می کشد
.
احساس دارد
احساس!
.
همچو مَرد
مردی که مرد نیست
.
احساس دارد
اشک می ریزد
اما
حسرت نمی خورد
می ایستد
.
چرا که کودکی دوستش دارد
کودکی که انسان نیست
.
احساس دارد…
احساس!
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
مثل من باش!
خودت را نبین
پهنه ی گیتی هموار نیست!
عریان باید بود
بی پرده
بگو!
چه می خواهی
من به درک
خدا را خوش نمی آید
خدا را که باور داری؟
مثل من نباش!
خدا
تفسیر و منطق نمی خواهد
خدا عارف نیست
انسان تر از این هاست
سه روز و سه سال خواهد گذشت…
یاد را چه میکنی؟
با تنهایی و فردا
چه میکنی…
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
آنها در مقیاسی وسیع عاشق می شوند. اما تداوم در عشقی دو روزه که حتی به سه روز نمی انجامد.
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
آنها آنطور که می گویند عمل نمیکنند! روزی سه بار می میرند اما هرگز از نفس نمی افتند…
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
تو خودتو گه می کنی. اما من از تو گه ترم. گرچه شاید خیلی هم تو کفت باشم!
پ .ن: این تو کف بودن واژه ی جالبیه. و در زیر مجموعه ی کلمات منحصر به فرد ادبیات معاصر ایران جا میگیره!!
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.
یه دوست دختر می خوام، که اسم اش مرسده باشه. از اینا که فیس بوکشون دو هزار و خورده ای فِرِند لیست داره. بعضی شبا هم منو دعوت کنه خونه اش. تا صبح بغلم کنه و کلی بخندیم با هم. قول میدم که صبح خیلی زود برگردم خونمون تا کسی نگرانم نشه.
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.