شنبه، ایمان، سکوت
شنبه بود
زندگی جریان داشت
عشق
ایثار
حیات
واژه همچو معنایی غریب
اما
زنده بود
ایمان داشت
ناگهان
عصیان شد
بیابان شد
افسرده و بی جان
بی درنگ!
زمستان شد
زمستان شد
شنبه بود
زندگی جریان داشت
عشق
ایثار
حیات
واژه همچو معنایی غریب
اما
زنده بود
ایمان داشت
ناگهان
عصیان شد
بیابان شد
افسرده و بی جان
بی درنگ!
زمستان شد
زمستان شد
زمستان یک بار در سال است. ام تا دلت بخواهد شنبه داریم. یه کم صبر کن. دوباره شنبه می شود.
دلمان پیر شد با زمستان.
آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک
/
باقی نمانده از تن من ، چیز دیگری …